آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

این روزهای من و تو

1392/8/26 10:14
نویسنده : مامانی
164 بازدید
اشتراک گذاری

قلب  بنام خدای رضا  قلب

 

ساعت 6:30 صبح بیدار شدی و با یه سر و صدای آروم بهم فهموندی که بیداری، سریع بلند شدم و بغلت کردم، داشتی شیر میخوردی که چشمم افتاد به پنجره ، هوا کم کم داره روشن میشه... وای پس چرا من فک کردم تازه خوابیدم، تا خوابت برد گذاشتمت تو رختخوابت و بلند شدم که حاضر شم ، اینقدر خوابم میومد که چشام می سوخت، بعد از این که آماده شدم، از لای در یه نگاه بهت انداختم مثل یه فرشته، با آرامش شیرینی خواب بودی،

 اومدم سر کار....

یکی از همکارا : یه خبر خوش .... دوشنبه و سه شنبه ساعت کاری بجای 4:30 میشه 2:30 قلب

همه فک کردیم سرکاریه

گفت بخدا تو همه سایتا نوشته ...

هر کی یه چیزی میگه ...... واسه همیشه اینجوری میشه آیکن علامت سوال,آیکن علامت تعجب,شکلک علامت تعجب,شکلک علامت سوال,آیکن علامت ها,آیکن علائم نوشتاری,آیکن های متحرک,آیکن های متنی,شکلک برای وبلاگ,شکلک برای پست ها,شکلک های فانتزی,شکلک دخترانه,شکلک صورتی,آیکن صورتی,آیکن های صورتی,دانلود آیکن...... وای یعنی امروزم هست آیکن علامت سوال,آیکن علامت تعجب,شکلک علامت تعجب,شکلک علامت سوال,آیکن علامت ها,آیکن علائم نوشتاری,آیکن های متحرک,آیکن های متنی,شکلک برای وبلاگ,شکلک برای پست ها,شکلک های فانتزی,شکلک دخترانه,شکلک صورتی,آیکن صورتی,آیکن های صورتی,دانلود آیکن...... آخه ابلاغش که هنوز نیومده آیکن علامت سوال,آیکن علامت تعجب,شکلک علامت تعجب,شکلک علامت سوال,آیکن علامت ها,آیکن علائم نوشتاری,آیکن های متحرک,آیکن های متنی,شکلک برای وبلاگ,شکلک برای پست ها,شکلک های فانتزی,شکلک دخترانه,شکلک صورتی,آیکن صورتی,آیکن های صورتی,دانلود آیکن..... خلاصه ....   

خیلی خوشحال شدم، حالا روز سه شنبه کلی وقت دارم که به همه کارام برسم....

داریم میریم مشهد، سه شنبه راه می افتیم، ساعت 9 شب پرواز داریم، برگشتمونم شنبه بعد از ظهرِ

تاحالا تاسوعا و عاشورا رو تو حرم امام رضا (ع) نبودم، اصلاً فک نمیکردم بلیت پیدا کنیم، امام رضا ممنون از دعوتت...

 دست بابا حسین و بابا مهدی که کلی زحمت کشیدن تا ما دو روز قبل از تاسوعا و عاشورا بلیت بگیریم درد نکنه

9 روز دیگه بیست و دومین ماه زندگیت تموم میشه، حساب که میکنم روزی که از مشهد برمیگردیم فرداش تو وارد  ماه میشی، داریم به 2 سالگیت نزدیک میشیم،

 2 ساله که زندگیمون با وجود تو پرآهنگ و قند و نباتی شده. نمیدونم چه جوری میشه مادرانگی رو تشریح کرد، یه نعمتی که باورم نمیشه خدای من منو لایق دونسته، تو منو لایق دونستی

قبل از اینکه تورو داشته باشم فکر میکردم محبت کردن و مهربون بودن رو مامان باباها یاد بچه ها میدن ولی تو خودت دنیای مهربونی هستی، تو دریای احساسی قلب

آتنا جان ازت ممنونم که منو شایسته مادر شدن دونستی و قدم در روح و جان من گذاشتی

ممنون که هر وقت میبینی حواسم بِهِت نیست تند تند بوسم میکنی

ممنون که هی پشت سرهم میگی : مامانی مامانیییی، مامانیییی، بعد که نگات میکنم و میگم : جانِ مامانی ، آروم لبخند میزنی و میگی (باسی می تُنه) یعنی بازی میکنم، الهی قربون بازی کردنت برمقلب

وقتی دارم کار میکنم پاهامو بغل میگیری و واسه خودت شعر میخونیقلب

هر وقت ببینی بیکارم دستمو میگیری که بریم تو اتاقت و چند دقیقه ای بدون کار و بدون سر و صدای تلوزیونِ شیطون باهم خلوت کنیمقلب

قلبخدایا ممنون که همه چی آرومه، درسته که این روزا شدیداً دودلی و تصمیم گیری های مهم کلافم کردن ولی باز هم یه جورایی انگار که همه چی آرومه

خدایا آرامشی که دوست دارم داشته باشم رو از تو میخوام، چرا ذهنم از این موضوع آزاد نمیشه؟؟؟

فقط تو میتونی کمکم کنی .... فقط تو

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

خودِ خودِ مامانی
19 آبان 92 13:49
مگه مامانا دل ندارن که واسه نی نی خودشون نظر بذارن، من عاااااااااااااااشقتم
نجمه
19 آبان 92 13:50
اولا که رفتی امام رضا دعا یادت نره، بعدش که قول دادی به جای من یه تیکه شیشلیک می خوری.
ایشالا بهت خوش بگذره.
امیدوارم بهترین تصیمیم که هم به نفع خودت و هم آتنا باشه بگیری.
آتنا را از طرف من دوتا بوس تپل بکن.


***دعا که حتماً، به روی چشم.شیشلیک رو سعیمو میکنم ولی قبول کن که سخته.جات خیلی خالی خواهد بود.واسم دعا کن که زودتر خلاص شم از این تردید.بوس هم یادم نمیره***
خاله مرضیه
19 آبان 92 16:11
من نمیدونم دیگران چطور تو وبلاگ تو نظر میذارند! من یکی که ده بار تلاش کردم نشد!
رفتی مشهد دعای خیر برای من یادت نرده ها. حالا شیشلیک هم نخوردی نخوردی چیزی ازت کم نمیشه! اما واسه من یکی دعا نکنی، خودت میدونی. اون دنیا باید جواب بدی! خوش به سعادتت چه موقع خوبی هم داری میری ولی مواظب آتنا جون ما باش آخه الان اونجا خیلی شلوغه. امیدوارم بهترین تصمیمو بگیری دوست گلم. مطمئنم در نهایت هر تصمیمی که بگیری با ملاحظه همه جوانبشه و حتما خیرت توش هست. واسه دختر گلت هم اسفند یادت نره که ماشالله هر روز بامزه تر و شیرین زبون تر میشه.

***ممنون دوست گلم که بهم سر میزنی و واسم نظر میذاری.
حتماً دعات میکنم مرضیه جان، اگه لیاقت استجابت داشته باشم.
شیشلیک هم میخورم تا دلت بسوزه.
از آتنا مثل چشمام مواظبت میکنم، مرسی از سفارشت.
اسفند هم به روی چشم***